محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

326

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( لا يدري أصاب أم أخطأ ) نادانى كه قدر و اندازه خود را نمىداند و پايش را از گليم خويش درازتر كرده ، بدون فكر وارد شبهات مىشود و با پندار خويش حكم صادر مىكند . ( فإن أصاب ، خاف أن يكون أخطأ ) پس اگر سخنش به طور اتفاقى درست باشد ، به دليل نداشتن دليل و مدرك ، بيم آن دارد كه مبادا اشتباه كرده باشد . ( و إن أخطأ ، رجا أن يكون قد أصاب ) و اگر سخنش اشتباه كند ، اميد آن دارد كه درست گفته باشد ؛ چه آن كه به دليل نادانى ، از منشأ اشتباه خود آگاهى ندارد . امام عليه السّلام در جايى ديگر در ستايش مؤمن مىگويد : « سخن مىگويد و خوب مىفهماند ، و سكوت مىكند و به سلامت مىگذراند . » « 1 » ( جاهل خبّاط جهالات ، عاش ركّاب عشوات ) استفاده از صيغه مبالغه در « خبّاط » و « ركاب » اشاره به فراوانى اشتباه و خطا از سوى نادان است . ( لم يعضّ على العلم بضرس قاطع ) در سخنان خويش و احكامى كه صادر مىكند ، به قاعده‌اى صحيح و اصلى ثابت استناد نمىكند . ( يذري الرّوايات ذرو الريح الهشيم ) منظور از روايات در اين جا ، هرگونه نقل قولى است كه دلالت بر قول يا فعل يا تقرير معصوم در موضوعى خاص دارد و تعبير « يذري الروايات » كنايه از نادانى او به دلالت روايات و وقايع آنها دارد . ( لا مليّ و اللّه بإصدار ما ورد عليه ) از دانش و آگاهى تهى است و اگر مسأله‌اى از او پرسيده شود ، با نادانى و حماقت سخن گفته و از روى هواى نفس و به ستم حكم صادر مىكند . ( و لا هو أهل لما قرّظ به ) با رشوه‌گيرى و بنا به سفارش ديگران قضاوت مىكند .

--> ( 1 ) . « يقول فيفهم و يسكت فيسلم » نهج‌البلاغه : خطبه 87 .